الشيخ رسول جعفريان
1198
رسائل حجابيه (فارسى)
كنيزان تشخيص داده شوند و مورد مزاحمت و اذيت قرار نگيرند . بيان مذكور خالى از ايراد نيست ، زيرا چنين مىفهماند كه مزاحمت نسبت به كنيزان مانعى ندارد و منافقين آن را به عنوان عذرى مقبول براى خود ذكر مىكردهاند ، درحالىكه چنين نيست . اگرچه پوشانيدن موى سر بر كنيزان واجب نبوده است و شايد رمز آن هم اين بوده كه وضع كنيز معمولا جالب و تحريكآميز نيست و مورد رغبت كسى واقع نمىشود و به علاوه كارشان خدمت بوده چنانكه قبلا اشاره كرديم ، ولى در هر حال اين مزاحمتها حتى در مورد كنيزان نيز گناه محسوب مىشده است و منافقين نمىتوانستهاند كنيز بودن را عذر خود قلمداد كنند . احتمال ديگرى كه در معناى اين جمله داده شده اين است كه وقتى زن پوشيده و سنگين از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاكدامنى را رعايت كند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمىكنند متعرض آنها شوند . بنا به احتمال اول معنى جملهء « ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ » اين است كه بدين وسيله شناخته مىشوند كه آزادند نه كنيز ، پس مورد آزار و تعقيب جوانان قرار نمىگيرند . ولى بنا به احتمال دوم معنى جمله اين است كه بدين وسيله شناخته مىشوند كه زنان نجيب و عفيف مىباشند و بيماردلان از اينكه به آنها طمع ببندند چشم مىپوشند زيرا معلوم مىشود اينجا حريم عفاف است ، چشم طمع كور و دست خيانت كوتاه است . در اين آيه حدود پوشش بيان نشده است . از اين آيه نمىتوان فهميد كه آيا پوشيدن چهره لازم است يا نه . آيهاى كه متعرض حدود پوشش است آيهء 31 سورهء نور است كه قبلا دربارهء آن بحث شد . مطلبى كه از اين آيه استفاده مىشود و يك حقيقت جاودانى است اين است كه زن مسلمان بايد آنچنان در ميان مردم رفتوآمد كند كه علائم عفاف و وقار و سنگينى و پاكى از آن هويدا باشد و با اين صفت شناخته شود ، و در اين وقت است كه بيماردلان كه دنبال شكار مىگردند از آنها مأيوس مىگردند و فكر بهرهكشى از آنها در مخيّلهشان خطور نمىكند . مىبينيم كه جوانان ولگرد هميشه متعرض زنان جلف و سبك و لخت و عريان مىگردند . وقتى كه به آنها اعتراض مىشود كه چرا مزاحم مىشوى ، مىگويند اگر دلش اين چيزها را نخواهد با اين وضع بيرون نمىآيد . اين دستور كه در اين آيه آمده است مانند دستورى است كه در بيست و پنج آيه قبل از اين آيه خطاب به زنان رسول خدا وارد شده است : « فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ » يعنى در سخن گفتن رقّت زنانه و شهوتآلود كه موجب تحريك طمع بيماردلان مىگردد به كار نبريد . در اين آيه دستور وقار و عفاف در كيفيت سخن گفتن را